TARATA

او را ز گیسوان بلندش شناختند…

شعر نو : هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سایه) – آه آیینه

او را ز گیسوان بلندش شناختند. ای خاک این همان تن پاک است ؟. انسان همین خلاصه خاک است ؟. وقتی که شانه می زد. انبوه گیسوان بلندش را. تا دوردست آینه می راند. اندیشه خیال پسندش را. او با سلام صبح. خندان گلی ز آینه می چید.

او را ز گیسوان بلندش شناختند …(هوشنگ ابتهاج)

او را ز گیسوان بلندش شناختند …(هوشنگ ابتهاج) – دلنوشته هایی از جنس باران به قلم محمد شیرین زاده … او را ز گیسوان بلندش شناختند …(هوشنگ ابتهاج)

شعر نو : هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سایه)

او را ز گیسوان بلندش شناختند ای خاک این همان تن پاک است ؟ انسان همین خلاصه خاک است ؟ وقتی که شانه می زد انبوه گیسوان بلندش را تا دوردست آینه می ران . ادامه شعر

راهی و آهی – هوشنگ ابتهاج

او را ز گیسوان بلندش شناختند – ای خاک این همان تن پاک است ؟ – انسان همین خلاصه خاک است ؟ – وقتی که شانه می زد – انبوه گیسوان بلندش را – تا دوردست آینه می راند – اندیشه خیال پسندش را – او با سلام صبح – خندان گلی ز آینه…

دکلمه شعر هوشنگ ابتهاج – گیسوان بلند

26/05/2021 · وقتی که شانه می زدانبوه گیسوان بلندش را تا دوردست آینه می راند اندیشه خیال پسندش را او با سلام صبح خندان گلی ز آینه می چید دستی به گیسوانش می برد شب را کنار می زد خورشید را در آینه می دید اندیشه بر آمدن روز بارانی از ستاره فرو می ریخت در آسمان چشم جوانش آنگاه آن تبسم شیرین در می …

دکلمه شعر هوشنگ ابتهاج – گیسوان بلند

دکلمه شعر هوشنگ ابتهاج 0014 – دکلمه پوریا بهارلو – او را از گیسوان بلندش شناختند ای خاک این همان تن پاک است انسان همین خلاصه خاک است وقتی که

شعر استاد ابتهاج او را ز گیسوان بلندش شناختند ای خاک این …

About Press Copyright Contact us Creators Advertise Developers Terms Privacy Policy & Safety How YouTube works Test new features Press Copyright Contact us Creators …

شعر و ادبیات | هوشنگ ابتهاج(راهی و آهی)

او را ز گیسوان بلندش شناختند ای خک این همان تن پک است ؟ انسان همین خلاصه خک است ؟ وقتی که شانه می زد انبوه گیسوان بلندش را تا دوردست اینه می راند اندیشه خیال پسندش را او با سلام صبح

شعر های باران خورده …. | شاعرانه ‫هوشنگ ابتهاج‬

او را ز گیسوان بلندش شناختند …(هوشنگ ابتهاج) نويسنده : محمد شیرین زاده تاريخ: دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ساعت: 17:8

شاهنامه خوانی: داستان بیستم: رستم و سهراب (بخش اول) – مهین فال

27/04/2016 · شاهنامه خوانی: داستان بیستم: رستم و سهراب (بخش اول) اگر مرگ دادست بیداد چیست؟. ز داد این همه بانگ و فریاد چیست؟. روزی رستم هوای رفتن به شکار کرد و با رخش به‌سوی مرز توران رفت پس آنجا را پر از …

شما بفرمایید…

که مطلعش هم مثل مقطعش غافلگیر کننده است : ((او را ز گیسوان بلندش شناختند)) خواننده را می­‌گیرد. و چه مقطعی چه مقطعی چه مقطعی : مرغانِ باغ بیهده خواندند./ هنگام گل نبود.

تاسیان by هوشنگ ابتهاج

البته این میزان از دقت در همه انواع شعری یکسان نیست. آنچه که مشخص است این است که هوشنگ ابتهاج غزلسراست و یکی از بهترین‌های شعر معاصر است ولی پس از غزل، اشعار نیمایی بیشترین حجم دیوان او را تشکیل می‌دهد و یکی از معروفترین شعرهای او در بین عامه یعنی ارغوان در قالب نیمایی سروده …

اشعار حمید مصدق؛ گزیده ای از بهترین شعرهای زندگی و عاشقانه …

و گیسوان بلندش را به بادها می‌داد. و دستهای سپیدش را به آب می‌بخشید . دلم برای کسی تنگ است. که چشمهای قشنگش را. به عمق آبی دریای واژگون می‌دوخت. و شعرهای خوشی چون پرنده‌ها می‌خواند

تست گاچا انیماتور و انیمیشن های ساخته من ::: پارت ۱

“او را ز گیسوان بلندش شناختند” از کانال Miss Taheri تست گاچا انیماتور و انیمیشن های ساخته من ::: پارت ۱

نگارستان ادب فارسی | اشعاربرگزیده و ناب(فصل اول)

و گیسوانِ بلندش را. به بادها می داد. و دست هایِ سپیدش را . به آب می بخشید. دلم برای كسی تنگ است. كه آن دو نرگسِ جادو را. به عمقِ آبیِ دریایِ واژگون می دوخت. و شعرهایِ خوشی ، چون پرنده ها می خواند.

نگارستان ادب فارسی | اشعاربرگزیده و ناب(فصل دوم)

و گیسوان بلندش را به بادها می داد. و دستهای سپیدش را به آب می بخشید. دلم برای کسی تنگ است. که چشمهای قشنگش را. به عمق آبی دریای واژگون می دوخت. وشعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند. دلم برای کسی تنگ …

3 راه زیبا برای بیان عشق به کسی که دوستش داریم – مردمان

اگر جانت ز جانم آگهی داشت. چرا بی تابی‌ام را سهل انگاشت؟ کنار خانه ما کوهسارست. ز دیدار رقیبان برکنارست. چو شمع مهر خاموشی گزیند. شب اندر وی به آرامی نشیند. ز ماه و پرتو سیمینه او. حریری اوفتد بر …

گلستان سعدی – باب اول ؛ در سیرت پادشاهان

حسود را چه کنم کو ز خود به رنج درست … حکیمی در آن کشتی بود، ملک را گفت اگر فرمان دهی من او را به طریقی خامُش گردانم گفت غایت لطف و کرم باشد … شیّادی گیسوان بافت یعنی علویست و با قافله حجاز به …

بیشتر بخوانیم تا بیشتر بدانیم

باغ ز گل تهی شده بلبل زار را بگو. از چه ز بانک زاغها گوش تو کر نمی‌شود … و گیسوان بلندش را به بادها می‌داد … بدین ترتیب که او را برای صرف شام دعوت کرد و بدون آنکه وی خبردار شود از بدن فرزندش که …

ادبیات کهن ایران – ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

ادبیات کهن ایران. ‘ادبیات فارسی ، به مجموعه داستان‌های شفاهی و مکتوب ایرانی‌ها (مادی، پارسی، سکایی، اوستایی) گویند که توسط مآخذ دینی (اوستا)، نثر (تاریخ یونانی و کتیبه‌های فارسی باستان و نظم …

به سراغ من اگر می آیید . . .! | حمید مصدق

و گیسوان بلندش را. به بادها می داد. و دستهای سپیدش را . به آب می بخشید دلم برای کسی تنگ است. که چشمهای قشنگش را. به عمق آبی دریای واژگون می دوخت. و شعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند دلم برای کسی تنگ …

قسمت ۵/ از دیدار شهریار با کمال‌الملک تا نابینایی چشم …

04/07/2021 · تنها مردمی که قدر استاد را می‌شناختند و اهمیت وجود و استعداد او را درک می‌کردند به حضورش می‌رفتند. آن‌جا نیز محضر استاد محضری نورانی بود و بلکه یک‌پارچه لطف و صفا بود.

متن در مورد صداقت | 110 متن و شعر زیبا درباره صداقت همراه …

27/05/2021 · و گیسوان بلندش را به بادها می داد. و دستهای سپیدش را به آب می بخشید —— – -₪ ₪- – —— شب مثل شب شریر و سیاه است و پر ز درد. در شب شرارتی است که من گریه می کنم. و صبح بر صداقت من رشک می برد

حاج نعمت‌الله – حیات معنوی

حاج نعمت‌الله در شرح احوال خود، در بخش پنجم شاهنامه حقیقت و همچنین در فرقان‌الاخبار و برخی دیگر از آثارش، حکایت از تجربه‌ای درونی می‌كند كه عمیقاً او را متحول كرد و معنای تازه‌ای‌ به زندگانی او بخشید. در شرح تجلی معنوی خود، می‌گوید كه در حدود بیست و نه سالگی، در حالی که …

استاد قاری محمد عظیم عظیمی – شــرح زنــدگــانـــی و آثـار …

استاد قاری عظیم عظیمی به تاریخ هشتم ذی الحجۀ ۱۳۱۷ هجری قمری در گذر تکانه خانۀ شهر سرپل در یک خانوادۀ اهل فضل و ادب دیده به جهان کشود. پدرش قاضی میرزا محمد اسماعیل بن قاضی میرزا شمس الدین خود …

دایرة المعارف روشنگری: کلنجار سنگ سخنگویی با سگ سخن جویی (۴۵۱)

سگ سخن جو. چرا. انسان سبکی و سنگینی اندامش را خیلی هم خوب حس می کند. و محاسن و معایب و نواقص خود را هم تجربه و ادراک میکند. هر حسن و عیبی که هر کس در همنوعش کشف می کند، بلافاصله آن را با حسن و عیب خود مقایسه می کند. جامعه شناسی. با خودشناسی. توأم است. و خودشناسی.

مرضیه ستوده: ز مُلک تا ملکوت‌اش، از رادیو زمانه

23/06/2020 · پوری وقتی رفت با آنجلو دست به گریبان گریه‌زاری کند، خانواده‌ی آنجلو یک به یک پوری را بغل کردند، او را به اسم می‌شناختند. انگار از قبل او را دیده باشند.

درباره ادیب پیشاوری – ایرنا

تهران- ایرنا- ادیب پیشاوری از همان‌ موقع که در نوجوانی، پدر و بسیاری از بستگان خود را در نبرد با انگلیسی‌های متجاوز به سرزمینِ مادری‌اش به خون غلتیده دید و مجبور شد به بهای زنده ماندن، برای همیشه زادگاهِ خویش را ترک …

ولنتاین ~ مهین فال

…اس ام اس تبریک روز ولنتاین… ولنتاین روز عشق یا روز عشاق‌ میهن فال: روز ولنتاین، که همچنین با نام روز عشق یا روز عشاق‌ نیز شناخته می‌شود،

اشعار روز ششم محرم؛ حضرت قاسم(ع) – مشرق نیوز

سر مهتاب را جدا کردند کاروان را ز کربلا بردند سر او را مغیره ها بردند (وحید قاسمی) به پیش این همه دشمن نمی لرزد اگر پایش یقیناً ارث برده او شجاعت را ز بابایش نه ارزق، لشکر کوفه از این تصویر حیرانند

برچسب‌ها:, , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,